هنگامی که روی سیب زمینی ها رفت كس كير كون ، سربازان یک سرآشپز جوان را به هم می زنند

یک سرباز برای کمک به پوست سیب زمینی در آشپزخانه فرستاده شد. نشستن كس كير كون در کنار آن آشپز جوان چیزی نیست که آنها فکر می کنند. در حالی که مرد محکم گوشت گاو را در پشت دست خود نگه داشت ، بلوند با خشونت لباس زیر او را پاره کرد ، سینه بند را بلند کرد ، سپر کوچک را بوسید. شلوار خود را باز کرد ، دهان خود را روی خروس گذاشت. بدون درآوردن شلوار ، سربازان با خوشحالی گوساله را از هر دو طرف پیچیدند و او را روی نیمکت گذاشتند و مایع منی را روی سینه های خود پخش کردند.